تبليغاتX
*** اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً ***   سجــــــــاده ی عـشـــق

کجاست حنجره عدالت که بر بام تاریک فریاد حق را بدهد؟

کجاست ذو الفقار تا از نیام در آید ورجز قیام بخواند ؟

کجاست بازوان مردی که قلعه گشایی می کرد؟

 کجاست دستان مهربانی که برای یتیمان شهر عطر حضور پدر را

 تداعی می کرد؟

 این آسمان مه گرفته سر گریستن دارد.

نخل های کوفه خون گریه می کنند و این ارتعاش آه علیست،

 مانده در ته چاه!!

 سر بر دوش کدامین دیوار فرو ریخته گریه کنند

 ودر خانه کدام سائل تو را بجویند؟

 مولا ردپای تو را باید در اقیانوس ها دنبال کنیم

 با فانوس روشن نهج البلاغه ات با خطبه های فصیحت

 و امشب شب یتیمی انسان است.

 مولا سراغ تورا باید از کدامین پرنده بگیریم؟

 ای وسعت گل های یاس ارغوانی در چتر نگاهت

و ای خوبتر از خوب

 

برای همه و هم دعا کنیم

قدر قدرش را بدانیم

اللهم عجل لولیک الفرج

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 6:7  توسط یه چشم به راه  | 

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاسْمَعْ دُعائى اِذا دَعَوْتُكَ وَاْسمَعْ

خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و بشنو دعايم را هنگامى كه تو را خوانم و بشنو

نِدائى اِذا نادَيْتُكَ وَاَقْبِلْ عَلىَّ اِذا ناجَيْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ اِلَيْكَ وَوَقَفْتُ

صدايم را هر گاه تو را صدا زنم و رو به من كن هرگاه با تو راز گويم زيرا من به سوى تو گريختم و پيش رويت

بَيْنَ يَدَيكَ مُسْتَكيناً لَكَ مُتَضرِّعاً اِلَيْكَ راجِياً لِما لَدَيْكَ ثَوابى

ايستادم در حال بيچارگى و فروتنى به درگاهت و اميدوارم ثوابم را كه در پيش تو است

وَتَعْلَمُ ما فى نَفْسى وَتَخْبُرُ حاجَتى وَتَعْرِفُ ضَميرى وَلا يَخْفى

و تو آنچه را من در دل دارم مى دانى و حاجتم را آگاهى و از نهادم باخبرى

عَلَيْكَ اَمْرُ مُنْقَلَبى وَمَثْواىَ وَما اُريدُ اَنْ اُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقى واَتَفَوَّهُ

و سرانجام كار و سرمنزل من بر تو روشن است و نيز آنچه را مى خواهم از گفتارم بدان لب گشايم و آن طلبى

بِهِ مِنْ طَلِبَتى وَاَرْجُوهُ لِعاقِبَتى وَقَدْ جَرَتْ مَقاديرُكَ عَلَىَّ يا سَيِّدى

را كه مى خواهم به زبان آرم و اميد آن را براى سرانجام كارم دارم ، اى آقاى من مقدّرات

فيما يَكُونُ مِنّى اِلى آخِرِ عُمْرى مِنْ سَريرَتى وَعَلانِيَتى وَبِيَدِكَ لا

تو بر من جارى گشته در آنچه از من تا آخر عمر سر زند چه از كارهاى پنهانم و چه آشكارم و بدست تو است نه

بِيَدِ غَيْرِكَ زِيادَتى وَنَقْصى وَنَفْعى وَضَرّى اِلهى اِنْحَرَمْتَنى فَمَنْ

به دست ديگرى كم و زياد شدن و سود و زيان من خدايا اگر توام محروم كنى پس كيست

ذَاالَّذى يَرْزُقُنى وَاِنْ خَذَلْتَنى فَمَنْ ذَاالَّذى يَنْصُرُنى اِلهى اَعُوذُ

كه روزيم دهد و اگر تو خوارم كنى پس كيست كه ياريم دهد خدايا پناه برم

بِكَ مِنَ غَضَبِكَ وَحُلُولِ سَخَطِكَ اِلهى اِنْ كُنْتُ غَيْرَ مُسْتَاْهِلٍ

به تو از خشمت و فرو ريختن عذابت خدايا اگر من شايستگى رحمت تو را ندارم

لِرَحْمَتِكَ فَاَنْتَ اَهْلٌ اَنْ تَجُودَ عَلىَّ بِفَضْلِ سِعَتِكَ اِلهى كَاَنّى

ولى تو شايسته آنى كه از زياده بخششت به من احسان كنى خدايا خود را چنان

بِنَفْسى واقِفَةٌ بَيْنَ يَدَيْكَ وَقَدْ اَظَلَّها حُسْنُ تَوَكُّلى عَلَيْكَ فَقُلْتَ ما

مى نگرم كه گويا در برابرت ايستاده و آن توكل نيكويى كه بر تو دارم بر سر من سايه افكنده و تو نيز آنچه را

اَنْتَ اَهْلُهُ وَتَغَمَّدْتَنى بِعَفْوِكَ اِلهى اِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ اَوْلى مِنْكَ

شايسته آنى درباره من فرموده و مرا در سراپرده عفو خويش پوشانده اى خدايا اگر بگذرى پس كيست

بِذلِكَ وَاِنْ كانَ قَدْ دَنا اَجَلى وَلَمْ يُدْنِنى مِنْكَ عَمَلى فَقَدْ جَعَلْتُ

كه از تو بدين كار سزاوارتر باشد و اگر مرگم نزديك شده و عملم مرا به تو نزديك نكرده من به ناچار قرار مى دهم

الاِقْرارَ بِالذَّنْبِ اِلَيْكَ وَسيلَتى اِلهى قَدْ جُرْتُ عَلى نَفْسى فِى

اقرار به گناه را وسيله خويش به درگاهت خدايا من بر خويشتن ستم كردم در

النَّظَرِ لَها فَلَهَا الْوَيْلُ اِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَها اِلهى لَمْ يَزَلْ بِرُّكَ عَلَىَّ اَيّامَ

آن توجهى كه بدان كردم پس واى بر او اگر نيامرزيش خدايا پيوسته در دوران زندگى نيكى تو

حَيوتى فَلا تَقْطَعْ بِرَّكَ عَنّى فى مَماتى اِلهى كَيْفَ آيَسُ مِنْ حُسْنِ

بر من مى رسد پس نيكيت را در هنگام مرگ نيز از من مگير خدايا من چگونه ماءيوس شوم از اينكه پس از مرگ مورد حسن

نَظَرِكَ لى بَعْدَ مَماتى وَاَنْتَ لَمْ تُوَلِّنى اِلاّ الْجَميلَ فى حَيوتى اِلهى

نظر تو واقع گردم در صورتى كه در دوران زندگيم جز به نيكى سرپرستيم نكردى خدايا

تَوَلَّ مِنْ اَمْرى ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَعُدْ عَلَىَّ بِفَضْلِكَ عَلى مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ

سرپرستى كن كار مرا چنانچه تو شايسته آنى و توجه كن بر من به فضل خويش كه همچون گنهكارى هستم

جَهْلُهُ اِلهى قَدْ سَتَرْتَ عَلَىَّ ذُنُوباً فِى الدُّنْيا وَاَنَا اَحْوَجُ اِلى سَتْرِها

كه نادانيش سراپا او را فراگرفته خدايا براستى تو گناهانى را در دنيا بر من پوشاندى كه من به پوشاندن آنها

عَلَىَّ مِنْكَ فى الاُْخْرى اِذْ لَمْ تُظْهِرْها لاَِحَدٍ مِنْ عِبادِكَ الصّالِحينَ

در آخرت محتاج ترم (در دنيا پوشاندى ) با اينكه آشكارش نكردى براى هيچيك از بندگان شايسته ات

فَلاتَفْضَحْنى يَوْمَ الْقِيمَةِ عَلى رُؤُسِ الاْشْهادِ اِلهى جُودُكَ بَسَطَ

اى خدا پس در روز قيامت در برابر ديدگان مردم مرا رسوا مكن خدايا جود و بخششت

اَمَلى وَعَفْوُكَ اَفْضَلُ مِنْ عَمَلى اِلهى فَسُرَّنى بِلِقاَّئِكَ يَوْمَ تَقْضى

آرزويم را گستاخ كرده و گذشت تو برتر است از عمل من خدايا مرا در آن روزى

فيهِ بَيْنَ عِبادِكَ اِلهى اعْتِذارى اِلَيْكَ اِعْتِذارُ مَنْ لَمْ يَسْتَغْنِ عَنْ

كه ميان بندگانت داورى كنى به ديدارت مسرور ساز خدايا عذرخواهى من به درگاهت عذرخواهى كسى است كه بى نياز

قَبُولِ عُذْرِهِ فَاقْبَلْ عُذْرى يا اَكْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ اِلَيْهِ الْمُسيئُونَ اِلهى

نشده از پذيرفتن عذرش پس عذر مرا بپذير اى بزرگوارترين كسى كه گنهكاران به درگاهش معذرت خواهى كنند خدايا

لا تَرُدَّ حاجَتى وَلا تُخَيِّبْ طَمَعى وَلا تَقْطَعْ مِنْكَ رَجاَّئى وَاَمَلى

حاجتم را بازمگردان و طمعم را به نوميدى مكشان و اميد و آرزويم را از درگاهت قطع مفرما

اِلهى لَوْ اَرَدْتَ هَوانى لَمْ تَهْدِنى وَلَوْ اَرَدْتَ فَضيحَتى لَمْ تُعافِنى

خدايا اگر خوارى مرا خواسته بودى راهنمائيم نمى كردى و اگر رسوائيم را مى خواستى تندرستيم نمى دادى

اِلهى ما اَظُنُّكَ تَرُدُّنى فى حاجَةٍ قَدْ اَفْنَيْتُ عُمْرى فى طَلَبِها مِنْكَ

خدايا گمان ندارم كه مرا بازگردانى در مورد حاجتى كه عمر خويش را در خواستن آن از تو سپرى كردم

اِلهى فَلَكَ الْحَمْدُ اَبَداً اَبَداً داَّئِماً سَرْمَداً يَزيدُ وَلا يَبيدُ كَما تُحِبُّ

خدايا ستايش خاص تو است ستايش ابدى جاويدان هميشگى كه فزون شود ولى كم نگردد بدان نحو كه دوست دارى

وَتَرْضى اِلهى اِنْ اَخَذْتَنى بِجُرْمى اَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ وَاِنْ اَخَذْتَنى

و خوشنود شوى خدايا اگر مرا به جنايتم ماءخوذ دارى من هم تو را به عفوت بگيرم و اگر به گناهم

بِذُنُوبى اَخَذْتُكَ بِمَغْفِرَتِكَ وَاِنْ اَدْخَلْتَنىِ النّارَ اَعْلَمْتُ اَهْلَها اَنّى

بگيرى من هم تو را به آمرزشت بگيرم و اگر به دوزخم ببرى بدوزخيان اعلام مى كنم كه من

اُحِبُّكَ اِلهى اِنْ كانَ صَغُرَ فى جَنْبِ طاعَتِكَ عَمَلى فَقَدْ كَبُرَ فى

تو را دوست دارم خدايا اگر عمل من در جنب اطاعت تو كوچك است ولى آرزويم در

جَنْبِ رَجاَّئِكَ اَمَلى اِلهى كَيْفَ اَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِكَ بِالْخَيْبَةِ مَحْروماً

كنار اميد تو بزرگ است خدايا چگونه من از پيش تو محروم برگردم

وَقَدْ كانَ حُسْنُ ظَنّى بِجُودِكَ اَنْ تَقْلِبَنى بِالنَّجاةِ مَرْحُوماً اِلهى

با اينكه چنان حسن ظنى من به جود و بخششت داشتم كه مرا مورد رحمت خويش قرار داده با نجات بازم خواهى گرداند خدايا

وَقَدْ اَفْنَيْتُ عُمْرى فى شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْكَ وَاَبْلَيْتُ شَبابى فى سَكْرَةِ

من عمرم را در حرص غفلت از تو سپرى كردم و جوانيم را در مستى دورى از تو

التَّباعُدِ مِنْكَ اِلهى فَلَمْ اَسْتَيْقِظْ اَيّامَ اغْتِرارى بِكَ وَرُكُونى اِلى

از بين بردم و از اينرو خدايا بيدار نشدم در آن روزگارى كه به كرم تو مغرور بودم و به راه خشم

سَبيلِ سَخَطِكَ اِلهى وَاَنَا عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدِكَ قائِمٌ بَيْنَ يَدَيْكَ

تو متمايل گشته بودم خدايا من بنده تو و فرزند بنده توام كه در برابرت ايستاده و

مُتَوَسِّلٌ بِكَرَمِكَ اِلَيْكَ اِلهى اَنَا عَبْدٌ اَتَنَصَّلُ اِلَيْكَ مِمَّا كُنْتُ

به وسيله كرم تو به درگاهت توسل جويم خدايا من بنده اى هستم كه مى خواهم از آلودگى آنچه بدان با

اُواجِهُكَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اسْتِحْيائى مِنْ نَظَرِكَ وَاَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْكَ اِذِ

تو روبرو شدم از بى حيايى خودم در پيش روى تو خود را پاك سازم و از تو گذشت مى خواهم زيرا

الْعَفْوُ نَعْتٌ لِكَرَمِكَ اِلهى لَمْ يَكُنْ لى حَوْلٌ فَانْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِيَتِكَ

گذشت وصف شناساى كرم تو است خدايا من آن نيرويى كه بتوانم بوسيله آن خود را از نافرمانيت منتقل سازم ندارم

اِلاّ فى وَقْتٍ اَيْقَظْتَنى لِمَحَبَّتِكَ وَكَما اَرَدْتَ اَنْ اَكُونَ كُنْتُ فَشَكَرْتُكَ

مگر در آن وقت كه تو براى دوستيت بيدارم كنى و آن طور كه خواهى باشم پس تو را سپاس گويم كه مرا

بِاِدْخالى فى كَرَمِكَ وَلِتَطْهيرِ قَلْبى مِنْ اَوْساخِ الْغَفْلَةِ عَنْكَ اِلهى

در كرم خويش داخل كردى و دلم را از چركيهاى بى خبرى و غفلت از خويش پاكيزه ساختى خدايا

اُنْظُرْ اِلَىَّ نَظَرَ مَنْ نادَيْتَهُ فَاَجابَكَ وَاْستَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِكَ فَاَطاعَكَ يا

به من بنگر نگريستن كسى كه او را خوانده اى و او پاسخت داده و به يارى خويش به كارش واداشته اى و فرمانبريت كرده

قَريبَاً لا يَبْعُدُ عَنِ المُغْتَرِّ بِهِ وَيا جَواداً لايَبْخَلُ عَمَّنْ رَجا ثَوابَهُ

اى نزديكى كه دور نگردى از آن كس كه بدو مغرور گشته و اى بخشنده اى كه بخل نورزد از آنكس كه اميد نيكيش دارد

اِلهى هَبْ لى قَلْباً يُدْنيهِ مِنْكَ شَوْقُهُ وَلِساناً يُرْفَعُ اِلَيْكَ صِدْقُهُ

خدايا دلى به من بده كه اشتياقش به تو موجب نزديكيش به تو گردد و زبانى كه صدق گفتارش

وَنَظَراً يُقَرِّبُهُ مِنْكَ حَقُّهُ اِلهى إ نَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِكَ غَيْرُ مَجْهُولٍ وَمَنْ

بسوى تو بالا آيد و نظر حقيقت بينى كه همان حقيقتش او را به تو نزديك گرداند خدايا كسى كه بوسيله تو شناخته شد گمنام نيست

لاذَ بِكَ غَيْرُ مَخْذُولٍ وَمَنْ اَقْبَلْتَ عَلَيْهِ غَيْرُ مَمْلُوكٍ اِلهى اِنَّ مَنِ

و كسى كه به تو پناهنده شد خوار نيست و كسى كه تو بسويش رو كنى بنده ديگرى نخواهد بود خدايا براستى

انْتَهَجَ بِكَ لَمُسْتَنيرٌ وَاِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ لَمُسْتَجيرٌ وَقَدْ لُذْتُ بِكَ يا

هركس به تو راه جويد راهش روشن است و هر كه به تو پناه جويد پناه دارد و من اى خدا به تو پناه آورده ام

اِلهى فَلا تُخَيِّبْ ظَنّى مِنْ رَحْمَتِكَ وَلا تَحْجُبْنى عَنْ رَاْفَتِكَ اِلهى

پس گمانى را كه به رحمتت دارم نوميد مكن و از مهر خويش منعم مكن خدايا

اَقِمْنى فى اَهْلِ وِلايَتِكَ مُقامَ مَنْ رَجَا الزِّيادَةَ مِنْ مَحَبَّتِكَ اِلهى

جاى مرا در ميان دوستدارانت جاى آن دسته از ايشان قرار ده كه اميد افزايش دوستيت را دارند خدايا

وَاَلْهِمْنى وَلَهاً بِذِكْرِكَ اِلى ذِكْرِكَ وَهِمَّتى فى رَوْحِ نَجاحِ اَسْماَّئِكَ

در دلم انداز شيدايى و شيفتگى ذكر خود را پياپى و همتم را در نشاط فيروز شدن اسمائت

وَمَحَلِّ قُدْسِكَ اِلهى بِكَ عَلَيْكَ اِلاّ اَلْحَقْتَنى بِمَحَلِّ اَهْلِ طاعَتِكَ

و محل قدست قرار ده خدايا به حق خودت بر خودت سوگند كه مرا به محل فرمانبرداريت و جايگاه

وَالْمَثْوَى الصّالِحِ مِنْ مَرْضاتِكَ فَاِنّى لا اَقْدِرُ لِنَفْسى دَفْعاً وَلا

شايسته اى از مقام خوشنوديت برسانى زيرا كه من قادر بر دفع چيزى از خود نيستم و

اَمْلِكُ لَها نَفْعاً اِلهى اَنَا عَبْدُكَ الضَّعيفُ الْمُذْنِبُ وَمَمْلُوكُكَ الْمُنيبُ

مالك سودى هم برايش نيستم خدايا من بنده ناتوان گنهكار تو و مملوك زارى و توبه كننده به درگاهت هستم

فَلا تَجْعَلْنى مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَكَ وَحَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِكَ

پس مرا در زمره كسانى كه روى از آنها گرداندى و غفلتشان مانع از گذشت تو گشته قرارم مده

اِلهى هَبْ لى كَمالَ الاِنْقِطاعِ اِلَيْكَ وَاَنِرْ اَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِياَّءِ نَظَرِها

خدايا بريدن كاملى از خلق بسوى خود به من عنايت كن و ديده هاى دلمان را به نور توجهشان

اِلَيْكَ حَتّى تَخْرِقَ اَبْصارُ الْقُلوُبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ اِلى مَعْدِنِ

به سوى خود روشن گردان تا ديده هاى دل پرده هاى نور را پاره كند و به مخزن اصلى

الْعَظَمَةِ وَتَصيرَ اَرْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ اِلهى وَاجْعَلْنى مِمَّنْ

بزرگى و عظمت برسد و ارواح ما آويخته به عزت مقدست گردد خدايا قرارم ده از كسانى كه او را خواندى

نادَيْتَهُ فَاَجابَكَ وَلاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ فَناجَيْتَهُ سِرّاً وَعَمِلَ لَكَ

و پاسخت داد و در معرض توجه قرارش دادى و او در برابر جلال تو مدهوش گشت و از اين رو در پنهانى با او به راز گويى پرداختى ولى

جَهْراً اِلهى لَمْ اُسَلِّطْ عَلى حُسْنِ ظَنّى قُنُوطَ الاْياسِ وَلاَ انْقَطَعَ

او آشكارا برايت كار كرد خدايا به خوش بينى من نااميدى را مسلط مكن و اميدم را كه به

رَجاَّئى مِنْ جَميلِ كَرَمِكَ اِلهى اِنْ كانَتِ الْخَطايا قَدْ اَسْقَطَتْنى

كرم نيكويت دارم قطع مكن خدايا اگر خطاهايم مرا از نظرت انداخته

لَدَيْكَ فَاصْفَحْ عَنّى بِحُسْنِ تَوَكُّلى عَلَيْكَ اِلهى اِنْ حَطَّتْنِى الذُّنُوبُ

پس بدان اعتماد خوبى كه به تو دارم از من درگذر خدايا اگر گناهانم

مِنْ مَكارِمِ لُطْفِكَ فَقَدْ نَبَّهَنِى الْيَقينُ اِلى كَرَمِ عَطْفِكَ اِلهى اِنْ اَنامَتْنِى

بواسطه بزرگواريهاى لطفت مرا بى مقدار ساخته ولى در عوض يقين به بزرگ توجه تو مرا هشيار كرده خدايا اگر

الْغَفْلَةُ عَنِ الاِسْتْعِدادِ لِلِقاَّئِكَ فَقَدْ نَبَّهَنِى الْمَعْرِفَةُ بِكَرَمِ آلاَّئِكَ

بى خبرى از آماده شدن براى ديدارت مرا به خواب فرو برده ولى در عوض معرفت به بزرگ نعمتهايت مرا بيدار كرده

اِلهى اِنْ دَعانى اِلَى النّارِ عَظيْمُ عِقابِكَ فَقَدْ دَعانى اِلَى الْجَنَّةِ

خدايا اگر بزرگ كيفرت مرا به دوزخ مى خواند ولى در مقابل پاداش فراوانت مرا به بهشت

جَزيلُ ثَوابِكَ اِلهى فَلَكَ اَسْئَلُ وَاِلَيْكَ اَبْتَهِلُ وَاَرْغَبُ وَاَسْئَلُكَ اَنْ

دعوت مى كند خدايا پس از تو خواهم و بسوى تو زارى كنم و بگرايم و از تو خواهم كه

تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَجْعَلَنى مِمَّنْ يُديمُ ذِكَرَكَ وَلا

درود فرستى بر محمد و آل محمد و مرا از كسانى قرارم دهى كه پيوسته به ياد تواند و

ويَنْقُضُ عَهْدَكَ وَلايَغْفُلُ عَنْ شُكْرِكَ وَلا يَسْتَخِفُّ بِاَمْرِكَ اِلهى

پيمانت را نمى شكنند و از شكر تو غافل نشوند و دستور تو را سبك نشمارند خدايا

وَاَلْحِقْنى بِنُورِ عِزِّكَ الاْبْهَجِ فَاَكُونَ لَكَ عارِفاً وَعَنْ سِواكَ مُنْحَرِفاً

برسان مرا به نور درخشان عزتت تا عارف به ذاتت باشم و از غير تو روگردان باشم

وَمِنْكَ خاَّئِفاً مُراقِباً يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ وَصَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ

و از تو ترسان و نگران باشم اى صاحب جلالت و بزرگوارى و درود خدا بر محمد

رَسُولِهِ وَ الِهِ الطّاهِرينَ وَسَلَّمَ تَسْليماً كَثيراً

پيامبرش و بر آل پاكش باد و سلام بسيار بر ايشان باد

و اين از مناجاتهاى جَليلُ الْقَدْر اَئمه عَليهمُ السلام است و بر مضامين عاليه مشتمل است و در هر وقت كه حضور قلبى باشد خواندن آن مناسب است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 9:32  توسط یه چشم به راه  | 

اي آن كه از رنج مردمِ جفا ديده آگاهي.
اي آن كه براي دانستن حال و روز ايشان، به گواهي گواهان نياز نداري.
اي آن كه مددكاري‌ات به ستم ديدگانت نزديك،
و از ستمگران دوراست.
معبود من، تو مي‌داني كه از فلاني فرزند فلان، چه بدي‌ها به من رسيده كه تو خود همگان را از آنها باز داشته‌اي، و چه بي‌حرمتي‌ها نصيبم شده كه تو خود از آنها نهي فرموده‌اي. اي همه، از روي سركشي است، به خاطر نعمتي كه عطايش كرده‌اي، و از سر بي‌اعتنايي و بي‌پروايي در برابر كيفري كه آن را به تأخير انداخته‌اي.
خدايا، بر محمد و خاندانش درود فرست و به نيروي خويش آن را كه بر من ستم كند و با من دشمني ورزد، از ستم بازدار، و به قدرت خود، سرسختي‌اش را در هم شكن، و او را به گرفتاري‌هايش سرگرم ساز، و پيش دشمنانش ناتوان گردان.
خدايا، بر محمد و خاندانش درود فرست و مگذار كه او بر من ستم روا دارد، و مرا در برابر او به نيكي ياري فرما، و از پرداختن به كارهايي چون كارهاي او و درافتادن به حال و روزي كه او دارد. نگاه دار.
خدايا، بر محمد و خاندانش درود فرست، و هم اينك مرا بر دشمنم چنان ياوري كن كه با آن طوفانِ خشم من فرو نشيند و كارِ انتقام من از او تمام شود.
خدايا، بر محمد و خاندانش درود فرست و به جاي آن ستم كه او بر من كرده، بخشايش خود را نصيب من فرما، و به جاي بدرفتاري‌هايش، بر من رحمت آور، كه هر ناخوشايندي در برابر خشم تو ناچيز است، و هر مصيبتي در برابر غضب تو آسان.
خدايا، همچنان كه ستم ديدگي را در چشم من بد آراسته‌اي، مرا از ستمگري نيز رويگردان كن.
خدايا، جز در پيشگاه تو دادخواهي نمي‌كنم، و از هيچ داوري جز تو ياري نمي‌خواهم؛ هرگز! پس بر محمد و خاندانش درود فرست و دعايم را به اجابت رسان و دادخواهي‌ام را به دگرگون شدنِ حالِ من پايان ده.
خدايا، مرا به نااميدي از دادگري خويش ميازماي، و آن كه را بر من ستم روا مي‌دارد، به ايمن شدن از كيفر خود امتحان مكن، تا در ستمگري بر من پاي فشارد و به زور حقّم را باز ستاند. به زودي آنچه را به ستمكاران وعده داده‌اي، براي او پيش آور، و آن مژده‌ي اجابت كه به درماندگان داده‌اي، درباره‌ي من به انجام رسان.
خدايا، بر محمد و خاندانش درود فرست و چنان كن كه قبول آنچه بر من مقدّر كرده‌اي، چه مرا سود دهد و چه زيان، برايم آسان باشد، و مرا به آنچه از من گرفته‌اي يا به من داده‌اي، خشنود گردان، و به راست‌ترين راه، هدايت فرما، و به درست‌ترين كارها وادار.
خدايا، اگر خير مرا در آن مي‌بيني كه گرفتن حقّ من و انتقام من از كسي كه بر من ستم روا داشته است ـ تا روز جدايي حق از باطل و روزِ گرد آمدن مدّعيان حق ـ به تأخير افتد، پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا با نيّت درست و شكيبايِ پيوسته ياري فرما.
و مرا از خواهش‌هاي نكوهيده و نابردباريِ آزمندان در امان دار، و آن پاداش نيك را كه براي من اندوخته‌اي و آن كيفر و عقاب را كه براي دشمنِ من آماده كرده‌اي، در دلم نمايان كن. و آن را براي من دستاويزي قرار ده تا به مدد آن، به آنچه برايم مقدّر كرده‌اي، خرسند شوم، و به آنچه برايم برگزيده‌اي، اطمينان يابم. چنين باد، اي پروردگار هستي‌ها، كه تنها تو داراي بخشش بزرگ هستي و تنها تو بر هر كار توانايي.
 
اللهم عجل لولیک الفرج
 
التماس دعا
 
برقرار باشید و بهاری

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 9:53  توسط یه چشم به راه  | 

سبكبار شويد

دير يا زود به منزل رسيد، كه رستاخيز پيش رويتان است و ساربان مرگ بانگ «الرّحيل» سر داده و شما را به پيش مي‏رانَد. سبكبار شويد تا برسيد، كه ره‏سپردگان به انتظار آخرين مسافرند تا دادگاه بزرگ الهي حسابرسي بندگان را بياغازد. سيّد رضي گويد: اين خطبه را اگر با ديگر سخنهاي دنيا - جز خطبه خدا و پيامبر - بسنجند، بر همه فزوني كند و در عظمت پيشي گيرد و سرآمد گردد. نگاه كنيد به جمله «تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا» (سبكبار شويد تا برسيد)، تاكنون سخني كوتاه‏تر و پربارتر از اين شنيده نشده است. چه ژرف كلمه‏اي، و چه ريشه‏دار حكمتي

 

اللهم عجل لولیک الفرج

التماس دعا

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 18:41  توسط یه چشم به راه  | 

خدايا، بر محمد و خاندانش درود فرست و چون از شكر نعمت‌هايي كه در آسودگي و سختي و تن درستي و بيماري به من عطا كرده‌اي، كوتاهي ورزم، حق را روزيِ من فرما تا در هنگامه‌هاي بيم و امنيت و خرسندي و خشم و زيان و سود، حقيقت خشنودي و آرامش جان خود را در عمل به آنچه در برابر تو وظيفه‌ي من است، بدانم.
خدايا، بر محمد و خاندانش درود فرست و سينه‌ي مرا از رشك و حسد تهي گردان، تا بر هيچ يك از بندگانت، به سبب احسان تو به ايشان، حسد نبرم؛ آن گونه كه اگر ببينم به يكي از بندگان خود در كار دين و دنيا و تن درستي و پرهيزگاري و توانگري و آسودگي، نعمتي داده‌اي، من نيز از تو و به ياري تو براي خود برتر از آن را آرزو كنم؛ اي كه يكتا و بي‌همتايي.
خدايا، بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا در اين جهان و آن جهان، در حال خشنودي و خشم، از خطاها به دور دار، و از لغزش‌ها بپرهيزان، تا خشنودي و خشم براي من يكسان باشد، و از تو فرمانبرداري كنم، و خشنودي تو در حقِ دوستان و دشمنان را بر خشم و خشنودي خويش ترجيح دهم؛ آن گونه كه دشمنم از جور من در امان مانَد و دوستم از هواخواهي ناحقّ من نااميد شود.
و مرا از كساني قرار ده كه هنگام آسودگي، تو را مخلصانه مي‌خوانند؛ آن سان كه بيچارگانت هنگام درماندگي. آري، تو ستوده و بزرگواري.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 11:34  توسط یه چشم به راه