تبليغاتX
*** اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً ***   سجــــــــاده ی عـشـــق

 

فرارسيدن نيمه شعبان، سالروز ميلاد حجت حق، مولانا امام المهدى، عجل الله تعالی فرجه الشریف، را به همه منتظران ومشتاقان ديدار جمالش تبريك مى گوئيم

********

میلاد نور مبارک

صداي بال ملايك ز دور مي‌آيد
مسافري مگر از شهر نور مي‌آيد؟
دوباره عطر مناجات با فضا آميخت
مگر كه موسي عمران ز طور مي‌آيد؟
شراب ناب تبلور به شهر آوردند
تمام شهر به چشمم بلور مي‌آيد
به باغ از غم داغ كدام گل گفتند؟
كه آتش از دل خاك نمور مي‌آيد!
به روي دست پر از شور شهر غيرت كيست!
كه در تجسم سرخ شعور مي‌آيد؟!
ستاره‌اي شبي از آسمان فرو افتاد
و مژده داد كه صبح ظهور مي‌آيد
چقدر شانة غم‌بار شهر حوصله كرد
به شوق آن‌كه پگاه سرور مي‌آيد
مسافري كه شتابان به يال حادثه رفت
به بال سرخ شهادت صبور مي‌آيد
به زخم‌هاي شقايق قسم هنوز از باغ
شميم سبز بهار حضور مي‌آيد
مگر پگاه ظهور سپيده نزديك‌ست؟
صداي پاي سواري ز دور مي‌آيد؟

سروده ی:ناصر فيض

اللهم عجل لولیک الفرج

التماس دعا

برقرار باشید و بهاری

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 20:35  توسط یه چشم به راه  | 

 

همه در جست‌وجوي كوي تواند، بي‌ آن‌كه خوب تو را شناخته باشند. همه در هواي روي بهارند؛ بي آن‌كه از غصه زمستان، به تنگ آمده باشند.
همه در غربت شب، خوابيده‌اند، بي آن‌كه از صداي خروس سحري سراغ بگيرند.
پهناي شهر را وجب به وجب، گام به گام، كاويده‌ام. از نردبان‌هاي كوتاه و بلند مذاهب و مكتب‌ها، ايسم‌ها و فلسفه‌ها، از همه عبور كرده‌ام. رفته‌ام، فرو افتاده‌ام، برخاسته‌ام و خسته‌ام.
مي‌گويند تو گشايشي. فرج تويي. اين گشايش بايد شبيه يك گلستان باشد، پر از جوانه‌هاي صداقت. جايي براي تبسم بي‌دغدغه. من منتظرم.
قصه شوق، محال است به تقرير آيد. كسي چه مي‌داند راز رسيدن در دل يك مشتاق كه مهجور مانده است چيست؟ كسي چه مي‌داند جز دل روشن تو؟!
ما از رفتن، تمناي رسيدن داريم و كوي مهدي خدا، انگار نزديك است؛ زير پلك يك ندبه، روي آواز يك سجاده و بر بلنداي شكفتن يك صبح آدينه. از رو به روي خانه كعبه، صدايمان زده‌اي كه: من گنجينه خدايم؛ اوج آرزوهاي ديرينه، با سيرتي شبيه محمد(ص)، با شوري به وسعت دلتنگي و با جشني از جنس خوش‌بختي.
عدالت، ميوه درخت ظهور است كه با دست‌هاي نيرومند و آسماني تو غرس مي‌شود. عدالت، يعني برآمدن و تابيدن ماه براي همه چشم‌ها؛ حتي نابينا‌ها و شب‌پره‌ها. نزديك‌تر مي‌شوي، قرآن مي‌خواني و لبخند مي‌زني. من همان رؤياي صادقه‌ام كه در قلب خدا تعبير شد و اينك تعبير رؤياي خدا در سرزمين سوخته انسان.
از تولد حرف مي‌زني. تولد دوباره روزي‌‌هاي معنوي و مادي. تولد ديگرباره جان‌هاي عاشق سرفرازي. مكث ديدار و زيبايي بر دشت خشك بي‌كسي و تنهايي. حضور پيوسته باران بر كام‌هاي تشنه ابدي. از راه مي‌رسي، بيدار مي‌شويم، راه مي‌رويم و همه سرزمين‌هاي نرفته دانش و انديشه، در كنار خاك پاي تو، بر ما مكشوف مي‌شود. به جزاي ستم‌ها كه بر خلايق مظلوم؛ آوار گشته بود. بر سر ظالمان، غضب مي‌باري و شيوه نوازش را ترويج مي‌كني. در انتظار توييم!

ماهنامه موعود شماره 76-مصطفي پورنجاتي

********

ای سرو بوستان ایستادگی!

 ای زیباترین گل باغ حسین (ع)!

 ای جوان رعنا و رشید حسین (ع)

 ای علی (ع) را یادگار!

ای علی اکبر! گلستانی از زیباترین گل های فداکاری!

 و دریایی از آبیِ عطوفت را دل دل خود، جمع داشتی،

 لوح عاشورا، در انتظارِ قلم شمشیر تو نشسته

تا خاطره دلیر مردی های بدر و حنین را بر آن نقش نمایی

و تمثال قدم های رسول خدا (ص) را بر پهنه کربلا حک کنی.

تو که در صورت و سیرت شبیه ترین بودی به پیامبـر خیر و برکت (ص)!

 ســـلام و درود بی پایان بر صورت و سیرت پیامبر گونه ات

.میلاد با سعادت علی اکبر(ع) بر همگان مبارکباد

اللهم عجل لولیک الفرج

التماس دعا

برقرار باشید و بهاری

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 22:30  توسط یه چشم به راه  |