خدايا، بر محمد و خاندانش درود فرست و چون از شكر نعمتهايي كه در آسودگي و سختي و تن درستي و بيماري به من عطا كردهاي، كوتاهي ورزم، حق را روزيِ من فرما تا در هنگامههاي بيم و امنيت و خرسندي و خشم و زيان و سود، حقيقت خشنودي و آرامش جان خود را در عمل به آنچه در برابر تو وظيفهي من است، بدانم.
خدايا، بر محمد و خاندانش درود فرست و سينهي مرا از رشك و حسد تهي گردان، تا بر هيچ يك از بندگانت، به سبب احسان تو به ايشان، حسد نبرم؛ آن گونه كه اگر ببينم به يكي از بندگان خود در كار دين و دنيا و تن درستي و پرهيزگاري و توانگري و آسودگي، نعمتي دادهاي، من نيز از تو و به ياري تو براي خود برتر از آن را آرزو كنم؛ اي كه يكتا و بيهمتايي.
خدايا، بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا در اين جهان و آن جهان، در حال خشنودي و خشم، از خطاها به دور دار، و از لغزشها بپرهيزان، تا خشنودي و خشم براي من يكسان باشد، و از تو فرمانبرداري كنم، و خشنودي تو در حقِ دوستان و دشمنان را بر خشم و خشنودي خويش ترجيح دهم؛ آن گونه كه دشمنم از جور من در امان مانَد و دوستم از هواخواهي ناحقّ من نااميد شود.
و مرا از كساني قرار ده كه هنگام آسودگي، تو را مخلصانه ميخوانند؛ آن سان كه بيچارگانت هنگام درماندگي. آري، تو ستوده و بزرگواري.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 11:34 توسط یه چشم به راه